السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )

188

حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )

شير بايدهاى مربوط به رفتار با شير دعا كردن براى شير 163 - حبّه دختر زريق گفت : شوهرم - منقذ بن ابقع اسدى كه از خواص حضرت امير المؤمنين عليه السلام بود - به من گفت : در نيمهء شعبان با اميرالمؤمنين عليه السلام بودم . حضرت به طرف محلّى كه در آن عبادت مىكرد روانه شد . من نيز ايشان را همراهى كردم . وقتى كه حضرت به آن محل رسيد و از استر پائين آمد ناگهان آن استر شيهه كشيد و گوشهاى خود را بالا گرفت و تكان داد و گوئى كه مىخواست توجه مرا به چيزى جلب كند . ولى نمىدانستم كه منظور آن چيست . پس از آنكه اميرالمؤمنين عليه السلام متوجه اين امر شد به من فرمود : چه چيزى تو را مشغول كرده است ؟ پشت سر تو چه مىباشد ؟ به حضرت گفتم : - پدر و مادرم فدايت باد - گوئى استر چيزى را ديده و به آن خيره شده است و به همين خاطر شيهه مىكشد . ولى من نمىدانم كه چه چيزى را ديده است . سپس حضرت نگاهى به اطراف انداخت و آنگاه فرمود : - به خدا سوگند - شيرى است كه از دور مىآيد . آنگاه حضرت از محراب برخاست و شمشير خود را به دست گرفت و مشغول قدم زدن شد . سپس فرياد زد : بايست .